یلدا؛ شبی که چراغ خانهها خاموش نشد
شب یلدا، بلندترین شب سال، هنوز هم بهانهای برای گردهمایی خانوادهها و زنده نگه داشتن سنتهای کهن ایرانی است؛ آیینی ریشهدار که با کرسی، انار، هندوانه، فال حافظ و قصههای مادربزرگها، تاریکی را به روشنایی پیوند میزند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی نهبندان خبر و بنقل از «خاورستان»، شب یلدا فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ روایتی زنده از تاریخ، باور و هویت ایرانی است. شبی که قرنهاست بهانهای شده برای کنار هم نشستن، شنیدن صداهای آشنا و روشن نگه داشتن چراغ خانهها در دل تاریکی. آیینی که هنوز نفس میکشد، حتی اگر شکل زندگیها تغییر کرده باشد.
کرسی؛ قلب تپنده شب یلدا
روی لحافهای ضخیم و قدیمی کرسی، چادری تیرهرنگ کشیده شده است. سینی مسی بزرگی درست در مرکز کرسی جا خوش کرده؛ چراغ لامپای قدیمی با نوری زرد و گرم، کاسهای پر از انار دانشده، ظرفهایی از عناب، بادام، توت خشک و تخمههای هندوانهای که مادربزرگ با وسواس و حوصله آنها را بریان کرده، همه کنار هم نشستهاند. هندوانهای که با طرحی ساده اما چشمنواز تزئین شده، انگار مهر تأییدی است بر اینکه امشب، شب چله است.
گوشه اتاق، سماور آرام قلقل میکند و بوی چای تازهدم فضای خانه را پر کرده است. دیوان حافظ کنار سینی روی کرسی قرار دارد؛ کتابی که سالهاست همدم شبهای یلدا بوده و هر بار با نیتی تازه گشوده میشود. مادربزرگ از صبح در تکاپو بوده؛ هرچند دخترها و پسرها هم برای کمک آمدهاند، اما امشب همه مهماناند؛ مهمان خانهای که سالهاست پناه خاطرهها و صمیمیتهای خانوادگی است.
یلدا؛ بلندترین شب، کهنترین آیین
یلدا آخرین شب پاییز و بلندترین شب سال است؛ شبی که ایرانیان باستان آن را زمان اوج گرفتن تاریکی میدانستند. در باورهای کهن، تاریکی نماد اهریمن بود و طولانی شدن شب نشانه قدرت گرفتن نیروهای منفی. به همین دلیل، مردم برای آنکه روحیه خود را نبازند، تا سپیدهدم بیدار میماندند و با خوردن، نوشیدن، شادی و گفتوگو، تاریکی را به عقب میراندند.
واژه «یلدا» به معنای زایش و تولد است؛ تولد خورشید و آغاز غلبه نور بر تاریکی. همین معنا، فلسفه اصلی این شب را شکل میدهد: امید به روشنایی، حتی در تاریکترین لحظهها.
سفرهای با معنا و نماد
در آیینهای ایران باستان، برای هر جشن و سرور، خوانی گسترده میشد. بر این سفره، افزون بر ابزار نیایش مانند آتشدان و بخوردان، خوراکیهای فصل و فرآوردههای نگهداریشده قرار میگرفت. شب یلدا نیز از این قاعده مستثنا نبود.
انار با دانههای سرخش نماد زایش و برکت است، هندوانه یادآور گرمای تابستان و غلبه بر سرما، و آجیل و میوههای خشک نشانه فراوانی و تندرستی. هر آنچه بر سفره یلدا قرار میگیرد، فراتر از یک خوراکی ساده، حامل پیامی نمادین است.
فال حافظ و قصههای شبانه
شب یلدا بدون فال حافظ، چیزی کم دارد. رسم فال گرفتن، همانند جشن تیرگان، در این شب نیز رواج دارد. هرکس نیتی در دل میکند و کتاب را میگشاید؛ شعری که میآید، گاه لبخند میآورد و گاه تأمل.
در کنار فال، داستانسرایی بزرگان جایگاه ویژهای دارد. پدربزرگها و مادربزرگها نوهها را دور خود جمع میکنند، آنها را بر زانو مینشانند و با متلها و قصههای قدیمی، شبی را میسازند که شاید در ذهن کودکان، برای همیشه ماندگار شود.
یلدا در خراسان جنوبی؛ سنتی زنده
آن طور که سید احمد برآبادی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان جنوبی در گفتگو با خاورستان گفت: در خراسان جنوبی، شب یلدا همچنان با قوت برگزار میشود. به گفته مسئول حوزه پژوهش ادارهکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان، این آیین قدمتی پیش از اسلام دارد و از سنتهای اصیل ایرانی به شمار میرود که هنوز هم در میان خانوادهها پاس داشته میشود.
وی ادامه داد: در این منطقه، کوچکترها به خانه بزرگترها میروند و تا پاسی از شب بیدار میمانند. از دیرباز، یلدا را بزرگترین شب سال میدانستند و باور داشتند که باید آن را در کنار خانواده و با شادی به صبح رساند.
هندوانهای برای در امان ماندن از گرمای چله
به گفته وی یکی از باورهای قدیمی در خراسان جنوبی این است که خوردن هندوانه در شب یلدا، انسان را از گرمای چله تابستان در امان نگه میدارد. به همین دلیل، هندوانه جایگاه ویژهای در سفره شب چله دارد؛ حتی در سردترین شبهای زمستان.
وی اضافه کرد: این باور، هرچند رنگ افسانه دارد، اما نشاندهنده پیوند عمیق مردم با طبیعت و فصلهاست؛ پیوندی که در آیینهای کهن ایرانی بهخوبی دیده میشود.
کف شیرین؛ طعم خاطرههای زمستانی
این مقام مسئول یادآو شد: یلدا در خراسان جنوبی، علاوه بر هندوانه و آجیل، با خوراکی خاصی گره خورده است؛ «کف شیرین». خوراکیای سبک که به محض قرار گرفتن در دهان آب میشود و خاطره شبهای سرد و طولانی زمستان را زنده میکند.
برآبادی ادامه داد: برای تهیه کف شیرین، ریشههای گیاهی به نام چوبک یا بیخ را میجوشانند. پس از یکبار دور ریختن آب آن، مایع باقیمانده را در تغاری سفالی میریزند و با دستهای از ترکههای گز، آنقدر هم میزنند تا کف کند و از تغار بالا بیاید. این کار به نیروی بدنی، هوای نسبتاً سرد و زمانی حدود ۳۰ تا ۴۵ دقیقه نیاز دارد.
شادی کودکانه در میان کفها
به گفته وی وقتی کف از تغار بالا میآید، بچهها دور آن جمع میشوند. با شیطنت و خنده، دست در کف میبرند و صورت یکدیگر را سفید میکنند. این لحظهها، بخشی جدانشدنی از خاطره شب چله است؛ لحظههایی که شاید ساده به نظر برسد، اما پیوندهای عاطفی عمیقی میسازد.
روی کفها را با مغز پسته و گردو تزئین میکنند و همه خانواده دور هم از آن میخورند. سهمی هم برای دوستان و فامیل کنار گذاشته میشود؛ رسمی که نشان از همدلی و بخشش دارد.
شب چلهای عروس؛ از سادگی تا تجمل
یکی از کارشناسان مردم شناسی استان نیز در این زمینه گفت: یکی دیگر از آیینهای شب یلدا، بردن «شب چلهای» برای عروسهای عقدشده است. در گذشته، این هدایا ساده بودند؛ پارچه، کفش و خوراکیهایی مانند بادام، عناب و برگهها. سینیها را با پارچههای مخمل یا ترمه میپوشاندند و خانواده داماد آنها را به خانه عروس میبردند.
به گفته زنگویی امروز اما این رسم تغییر کرده است. انواع میوههای متنوع، هدایا و حتی طلا در خنچههای شکیل و گاه پرهزینه راهی خانه عروسها میشود؛ تغییری که برخی آن را فاصله گرفتن از سادگی و معنای اصلی آیین میدانند.
از کندوکهای گندم تا سردخانهها
وی اضافه کرد: در گذشته، نگهداری میوهها تا شب یلدا کار سادهای نبود. مردم انار و هندوانه را در کندوکهای گندم یا اتاقهای کاهدان نگه میداشتند تا سالم به شب چله برسد. امروز اما سردخانهها و تولید میوه در تمام فصلها، این چالش را برطرف کردهاند و تنوع میوهها را افزایش دادهاند.
فلسفه یلدا؛ انتظار برای نور
فراتر از همه این رسمها، یلدا فلسفهای عمیق دارد. ایرانیان باستان باور داشتند که از فردای شب چله، روزها بهتدریج بلندتر میشود و این یعنی آغاز پیروزی نور بر تاریکی. به همین دلیل، این شب را جشن میگرفتند و گرامی میداشتند.
هندوانه، بهعنوان میوهای تابستانی، نمادی از مقابله با سرما و تاریکی است؛ گویی مردم با خوردن آن، به استقبال روشنایی میروند.
چراغی که هنوز روشن است
امروز شاید دیگر لامپا و گردسوزی روشن نشود و آتشی زیر کرسی گُر نگیرد، اما چیزی که همچنان پابرجاست، دیدارها و صله رحم است. شب یلدا هنوز هم فرصتی برای نشستن کنار هم، گفتوگو، خندیدن و زنده نگه داشتن خاطرههاست.
چراغ یلدا، اگرچه شکلش عوض شده، اما خاموش نشده است؛ چراغی که با حضور خانواده، گرمای دلها و پیوند نسلها روشن میماند و در بلندترین شب سال، تاریکی را پس میزند.
انتهای خبر/



