مذاکره بدون تغییر توازن قدرت، چرخه جنگ را تکرار می‌کند

استاد حوزه و دانشگاه، با تشریح ابعاد تقابل ایران و آمریکا، گفت: تکیه بر مذاکره بدون تغییر توازن قدرت، چرخه جنگ، آتش‌بس و مذاکره را تکرار می‌کند و راهبرد ایران باید بر تقویت بازدارندگی استوار باشد.

کدخبر: ۳۷۰۸
انتشار۱۹ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۰۹

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی نهبندان خبر، حجت‌الاسلام احمد نجمی‌پور در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «خاورستان»، به تشریح شرایط کنونی تقابل جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، اظهار کرد: امروز ایران اسلامی در حساس‌ترین و پیچیده‌ترین نقطه تقابل راهبردی با نظام سلطه، به‌ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارد.

وی افزود: آنچه طی ماه‌های اخیر رخ داده، دیگر صرفاً یک رقابت ژئوپلیتیکی یا مذاکره‌ای فرسایشی نیست، بلکه جنگی تمام‌عیار با ماهیتی ترکیبی است که در آن، موشک و پهپاد در کنار شایعه، تحریم و شکاف‌افکنی قومی، جناحی، سیاسی و اجتماعی، همزمان به کار گرفته شده است.

نجمی‌پور با بیان اینکه آمریکا در مخمصه معادله قدرت ایران گرفتار شده است، ادامه داد: ایران نه کشوری است که با چند تهدید توخالی به زانو درآید و نه زیرساخت‌های آن چنان شکننده است که با یک حمله از کار بیفتد. در مقابل، کشورهای جنوب خلیج فارس به دلیل وابستگی کامل به زیرساخت‌های انرژی، در صورت هرگونه تنش نظامی در ضعیف‌ترین وضعیت ممکن قرار خواهند گرفت.

ضربه به تأسیسات

این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: بنابراین تهدید به ضربه زدن به تأسیسات ایران، یک خودکشی راهبردی برای آمریکا و متحدانش خواهد بود.

وی با اشاره به این دیدگاه رایج در میان برخی تحلیلگران که هرگونه درگیری نظامی در نهایت به دلیل افزایش هزینه‌ها به میز مذاکره ختم می‌شود، گفت: بر اساس این نگاه، مذاکره تنها راه خروج از بن‌بست‌های جنگی و دستیابی به آتش‌بس یا صلح پایدار است؛ اما ماهیت تنش‌های میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا نشان می‌دهد که تکرار این رویکرد، در واقع تداوم یک چرخه معیوب از «جنگ، آتش‌بس و مذاکره» است.

نجمی‌پور افزود: در این چرخه، مذاکرات هیچ‌گاه برای حل ریشه‌ای اختلافات مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، بلکه هدف آمریکا از ادامه این روند، بیشتر مدیریت موقت تنش‌ها، بازسازی توانمندی‌ها، خرید زمان و یا فرسایش اقتصادی و سیاسی ایران است. بنابراین آنچه در ظاهر به عنوان پایان جنگ از طریق مذاکره دیده می‌شود، در بسیاری موارد صرفاً یک وقفه نظامی است که بستر را برای دور بعدی درگیری آماده می‌کند.

وی با اشاره به مذاکرات پیشین ایران و آمریکا اظهار کرد: اگر نگاهی به مذاکرات گذشته داشته باشیم، می‌بینیم که هرگاه مذاکره‌ای انجام شده، اختلافات هرگز به صورت ریشه‌ای برطرف نشده و آمریکا از این فرصت برای بازتعریف راهبردهای خود علیه ایران استفاده کرده است.

تکیه بر مذاکره

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: این واقعیت نشان می‌دهد تکیه بر مذاکره به عنوان راه نجات، در واقع پذیرش ادامه همین چرخه تکراری است؛ چرخه‌ای که در نتیجه آن، جنگ هیچ‌گاه به معنای واقعی پایان نمی‌یابد.

نجمی‌پور با تأکید بر اهمیت نحوه نمایش مواضع ایران در برابر دشمن گفت: یکی از مهم‌ترین نکات در مدیریت این تقابل، نحوه نمایش مواضع ایران است. حتی اگر مسئولان، به‌ویژه تیم مذاکره‌کننده ایران، در لایه‌های پنهان یا در راهبردهای کوتاه‌مدت خود به دنبال بازگشت به میز مذاکره باشند، باید در سطح کلام، رفتار و مواضع رسمی، به‌شدت از هرگونه ابراز امید، اشتیاق یا نیاز به مذاکره پرهیز کنند.

وی تصریح کرد: هرگونه سیگنال مبنی بر تمایل ایران به مذاکره، از سوی آمریکا به عنوان نشانه ضعف تعبیر می‌شود. آمریکا هرگونه اشتیاق ایران برای گفت‌وگو را نشانه‌ای از فرسودگی توانمندی‌ها و موفقیت فشار اقتصادی خود برداشت می‌کند.

نجمی‌پور با بیان اینکه گزاره «برای پایان دادن به جنگ باید مذاکره کرد» درباره جنگ ایران و آمریکا صدق نمی‌کند، گفت: جنگی که ماهیت آن بر پایه تضاد در مبانی وجودی و اصولی باشد، با ابزارهای دیپلماتیک پایان نمی‌یابد. جنگی که در اثر مذاکره و با مذاکره آغاز شده، با مذاکره پایان نمی‌یابد.

وی خاطرنشان کرد: باید این پرسش اساسی را مطرح کرد که اگر مذاکره واقعا ابزاری کارآمد برای حل اختلاف میان ایران و آمریکا بود، چرا اصلاً به جنگ منجر شد؟ پاسخ روشن است؛ زمانی که مذاکره در سطح مبانی و اصول شکست می‌خورد، جنگ آغاز می‌شود بنابراین جنگی که در اثر شکست مذاکرات آغاز شده، نمی‌تواند با همان ابزاری که پیشتر ناکارآمد بوده، یعنی مذاکره، به پایان برسد.

تفکیک میان جنگ

این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر ضرورت تفکیک میان پایان جنگ و حل‌وفصل اختلافات سیاسی اظهار کرد: بسیاری از توافقات تنها به توقف شلیک گلوله‌ها منجر می‌شوند، اما ریشه‌های سیاسی و ایدئولوژیک جنگ را بدون تغییر و حل‌نشده باقی می‌گذارند.

نجمی‌پور ادامه داد: در مورد جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، ما با اختلافات سلیقه‌ای یا اختلاف منافع ساده روبه‌رو نیستیم که بتوان بر سر آنها مصالحه کرد یا از طریق دادوستد سیاسی به تفاهم رسید. این اختلافات ماهیتی بنیادین و ساختاری دارند؛ یعنی تضاد در تعریف قدرت، حاکمیت، عدالت و نظام جهانی.

وی افزود: وقتی تضاد در سطح مبانی اصولی باشد، مذاکره تنها زمانی به نتیجه می‌رسد که یکی از طرفین مبانی و اصول خود را کنار گذاشته و تسلیم کامل شود از آنجا که جمهوری اسلامی ایران بر مبانی اصولی خود استوار است و آمریکا نیز در راهبرد خود بر اساس تغییر ساختار سیاسی عمل می‌کند، هرگونه مذاکره در این سطح، در واقع تکرار همان بن‌بستی است که پیش از جنگ وجود داشت.

نجمی‌پور تأکید کرد: اعتقادات و مبانی اصولی یک نظام، موضوع مذاکره نیستند. بنابراین هر کس ادعا کند می‌توان با مذاکره تضادهای بنیادین ایران و آمریکا را حل کرد، در واقع ماهیت این تضادها را نشناخته و در حال ترویج همان تفکری است که طی دهه‌ها به شکست‌های متوالی در توافقات کوتاه‌مدت منجر شده است.

وی گفت: به همین دلیل، مذاکره شاید بتواند جنگ فعلی را پایان دهد، اما نمی‌تواند به تنهایی تضادهای بنیادین و ریشه‌های این تقابل را برطرف کند.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ابعاد اقتصادی و بین‌المللی این تقابل اظهار کرد: یکی از اهداف راهبردی آمریکا در زمان جنگ و فشار، کنترل قیمت جهانی نفت برای کاهش درآمدهای ایران و همزمان جلوگیری از شوک‌های اقتصادی در داخل خاک آمریکاست.

نجمی‌پور افزود: در اینجا مدیریت کلام و موضع‌گیری رسمی مسئولان ایران نقش کلیدی ایفا می‌کند. اگر مسئولان ایرانی با بالا بردن سطح تنش در کلام و اعلام مواضع تند و قاطع در مقابل آمریکا عمل کنند، می‌توانند فشار روانی شدیدتری بر بازار جهانی انرژی وارد کنند.

وی ادامه داد: اعلام مواضع ضد مذاکره و تداوم لحن تند، این پیام را به جهان مخابره می‌کند که وضعیت در حال تبدیل شدن به یک رویارویی تمام‌عیار است و هیچ توافقی وجود نخواهد داشت. نتیجه این رویکرد تنش‌زا در بازار جهانی نفت می‌تواند افزایش قیمت‌ها باشد.

نجمی‌پور تصریح کرد: اما اگر مسئولان ایران در کلام خود اشتیاق به مذاکره نشان دهند، آمریکا این موضوع را به عنوان پذیرش شکست یا کاهش تنش‌ها به بازار جهانی معرفی می‌کند و از این طریق می‌تواند قیمت نفت را پایین نگه دارد یا آن را کنترل کند.

وی افزود: اجازه دادن به پایین آمدن قیمت نفت در شرایطی که آمریکا مجدداً عملیات نظامی یا حملات خود را آغاز کرده است، به معنای کمک به راهبرد آمریکا برای خنثی‌سازی اثرات جنگ است.

هوشیاری مسئولان

این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: مسئولان باید هوشیار باشند که هر کلمه‌ای که استفاده می‌کنند، می‌تواند باعث یک تغییر بزرگ در بازار نفت شود به بیان دیگر، تندی در کلام و ابزار بیزاری از مذاکره در این مقطع، یک ابزار اقتصادی برای افزایش فشار بر آمریکا و افزایش درآمدهای ایران است.

نجمی‌پور ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند از فرصت‌های موجود در این جنگ استفاده کند تا به جای پذیرش چرخه‌های تکراری، راهبردی را در پیش بگیرد که یک بار برای همیشه این تقابل را به پایان برساند.

وی تأکید کرد: پایان دادن به این چرخه هرگز از طریق مذاکره و توافقاتی که در هر لحظه توسط دولت آمریکا نقض می‌شوند، امکان‌پذیر نخواهد بود؛ این هدف فقط و فقط از طریق تغییر توازن قدرت میسر خواهد شد، آن هم به گونه‌ای که طرف مقابل دیگر توان یا جسارت شروع مجدد جنگ یا فشار را نداشته باشد.

نجمی‌پور گفت: در چنین فضای متناقضی، هوشیاری در اعلام مواضع رسمی یک ضرورت دیپلماتیک و امنیتی است. هرگونه رفتاری که نشان‌دهنده تمایل به مذاکره باشد، در حقیقت به نفع راهبرد کنترل قیمت نفت و مدیریت تنش توسط آمریکا خواهد بود.

وی ادامه داد: تنها راه خروج از این چرخه این است که ایران به جای امید بستن به مذاکره، توانمندی‌های خود را به سطحی برساند که تقابل سخت و نرم برای آمریکا پرهزینه باشد.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: جمهوری اسلامی ایران باید از این دوران متلاطم به عنوان یک فرصت طلایی استفاده کند تا با عبور از چرخه «جنگ، آتش‌بس و مذاکره» به سوی یک نقطه پایان قطعی حرکت کند.

نجمی‌پور گفت: مسئولان باید بدانند که در تقابل با آمریکا، مواضع تند بسیار مؤثرتر از اشتیاق به گفت‌وگوست. از این رو، هرگونه ابراز اشتیاق و امیدواری برای بازگشت به میز مذاکره، در حالی که تضادهای بنیادین پابرجاست، تنها به معنای تداوم و طولانی کردن چرخه جنگ، آتش‌بس و مذاکره است و به جای آنکه راهکار باشد، تبدیل به بخشی از راهبردهای طرف مقابل برای جلوگیری از رسیدن ایران به یک نقطه بازدارندگی کامل می‌شود.

وی تأکید کرد: برای جلوگیری از تکرار این چرخه باید پذیرفت که تقابل سخت و نرم میان ایران و آمریکا تنها زمانی به پایان می‌رسد که این تقابل به یک نتیجه قطعی و نهایی برسد؛ نتیجه‌ای که دیگر جای هیچ مذاکره‌ای را باقی نگذارد.

انتهای خبر/

چاپ
لینک کپی شد
پربازدید ها
آخرین اخبار